کجاست سمت حيات؟



گذار


۱. سوز سردی می وزه؛ دیروقته و خواب خیابان بلند مثل همیشه با صدای پای فکر رهگذر آشفته شده! دست رهگذر، در لمس لحظه های خیابان تاریک، تصویر نزدیک و مبهمی از لطافت و زمختی گذشته رو بر یاد او به تصویر می کشه...
۲. نوری در انتهای خیابان شاید نوید پلی باشه... به روزهای گرم آفتابی!...
۳. خیابان های بلند... روزهای آفتابی ... و پل های پشت سر رو مرور می کنه...
۴. می ایسته که این بار با خیابان گفتگو کنه!


Samtehayat     لینک