کجاست سمت حيات؟



يهود

چند روزی هست که از سفر برگشتم. جای همه دوستان خالی، سفر خوبی بود و به سلامتی به خونه رسيدم.

۱. ديشب داشتم اين فيلم فهرست شيندلر رو می ديدم، آخر فيلم رو شايد ديدين که سربازی به کارخونه شيندلر مياد و به زندانيان يهودي اعلام می کنه که آلمان نازی سرنگون شده و شما آزاد هستين. مردم ازش می پرسن: حالا کجا بريم؟ طرف ميگه: شرق نريد، که از شما متنفرند. غرب هم همينطور. جايی برای خودتون پيدا کنيد. که حالا طبق اين تاريخ در پيت سوراخ سوراخ نوشته شده، جمعيت زياديشون به اسرائيل می رن. هنوز برام جای سئواله که ملت برای چی از يهوديان بدشون مياد، اما خب به هر حال اروپايی ها هم تعامل مثبتی با يهوديان نتونستن برقرار کنند.

۲. در فاصله ۲۰۰ متری بروندن برگ (دروازه اصلی معروف شهر برلين)، محوطه وسيعی هست از مکعب مستطيلهای بتونی که روی سطح ناهمواری نصب شدن (۲۰۰ متر اونطرف تر هم محل خودکشی هيتلر هست)  و به نام يادمان کشتار يهوديان معروفه. مکعب مستطيلها شبکه ماتريسی منظمی از بالا هستن، اما وقتی داخلشون ميشی، و وقتی بين اوونها در ناهمواری زمين و بلندی نامطلوب ديوارهای بتونی قرار ميگيری حس انزجار خاصی بهت دست ميده، و اوون وسط موزه يادبود کشته های يهوده!!

۳. ماه ها بود که انتظار بازديد موزه تاريخ برن رو داشتم که نمايشگاه خاصی رو به خاطر آلبرت اينشتين برگذار کرده بودند. چند کتابی از او خونده بودم، و واقعا علاقه خاصی به ديدن آنچه از او در برن می گفتند داشتم. چون اصلی ترين مقالات اينشتين و مدت زيادی از اقامت وی در دوران جوانی در اين شهر بود.

اينشتين يهودی زاده بود، و تاکيدی بر يهودی بودن خودش نداشت که در کتابهاش گفته که به دينی آسمانی و به انسانی کيهانی اعتقاد داره، به علاوه عقايد و ايده های بسيار قشنگی رو هم در کتابهاش مطرح کرده، اما در نمايشگاه برن آنچه بيشتر از خود اينشتين در معرفی وی بود، از يهود بود، دانشمندان يهود، خانواده های يهود و بعد هم فيزيک اينشتين. البته يکی از حاميان اين برنامه در فراهم آوردن مفالات و بعضی وسايل شخصی اينشتين، دانشگاه هبرو اورشليم بود!

۴. و بعد.. رم!

در نهايت دردناک ترين چيز اينه که دين باعث شه انسانها انديشه خودشون رو به خاطر پيروی از دين به گوشه ای بندازند.

- امير


Samtehayat     لینک