کجاست سمت حيات؟



ایمان یا بی‌ایمانی؟

۱.
با سواد، تحصیل کرده، دانشجو، متفاوت، ضد مذهب، ضد سنت، هوشمند، اندیشه ورز، فهیم، باشعور، متجدد، دگر اندیش، روشنفکر عرفی...

"روشنفکر کسی است که در هر آنی به گردش امر مسلط خالی از اندیشه معترض است. چون وچرا کننده است. نفی کننده است. طالب راه بهتر ووضع بهتر است، سئوال کننده است و نپذیرفتار است. و بهیچکس و هیچ جا سر نسپارنده است. جز به نوعی عالم غیب به معنی عامش، یعنی به چیزی برتر از واقعیت موجود و ملموس که اورا راضی نمیکند. و به همین دلیل است که می توان اورا دنبال کننده راه انبیا خواند..."[جلال ...].

روشن‌فکران منتقدان جدی قدرتند.- سیاوش جمادی

انسانی است دیندار، عالم به علوم وقت و احتمالا آشنا با گفتمان های پیرامون مدرن شدن. هم برای خود مجتهد شده و با ابزار دم دستش که همانا دینش و علمش است به جان نجاست زدایی می افتد.[سیبیل طلا]

شرط موفقیت روشنفکری را علاوه بر آشنایی و شناخت دنیای مدرن، اشراف شخص روشنفکر بر تمامی جوانب و اجزای سنت و بویژه فربه ترین جز آن که دین باشد، دانست.[سروش]

روشن‌فکر غربی در واقع حساس‌ترین قشر جامعه است ... و اصلی که روشنفکر غربی را متمایز می‌کند، کنجکاوی، دقت، گشاده‌فکری، عدم تعصب و توجه به کلیه مسائلی است که مربوط به انسان، جهان و خدا باشد» [داریوش شایگان].

۲.
عنصرروشنفکر، اساس تفکرش برنسبیت است نه بر مطلقیت وهمه جا معتقد است مسایل رامیتوان از جهات مختلف بحث کرد و نسبت به هیچ مسئله ای یک جواب واحد نداریم... روشنفکری عقل نقاد است که پایه اش بر ادراک تجربی قرار دارد و آن معیار سنجش مجموع مأنوسات ذهنی ماست... عنصر روشنفکری هیچ مطلقیتی را نمی پذیرد خواه فلسفی یا ماوراء الطبیعی..روشنفکر انسان خود آگاه و متعصبی است که جامعه، زمان و زبان مردم خویش را خوب بشناسد، بینش انتقادی داشته باشد به همین دلیل لزوماً فیلسوف و دانشمند بودن و نویسندگی و هنرمندی از اوصاف لازم و ضروری او به شمار نمی آیند...[سرنوشت]

اگر روشنفکر را کسی بدانیم که در طلب حقیقت هست و می خواهد یافته های خودش را به ذهن و ضمیر مردم برساند و از نظر اعتقاداتُ باورهای درست و از نظر مشکلات در جهت تقلیل رنج و مرارت مردم قدم بردارد به نظر می آید که قید دینداری برای روشنفکر بی معناست. چون روشنفکر می تواند دیندار باشد و میتواند نباشد. به عبارت بهتر روشنفکر هیچ دغدغه ای جز رسیدن به حقیقت ندارد. ...
روشنفکری که به دینی اعتقاد دارد که با مبانی روشن اندیشی مخالفتی ندارد روشنفکر دینی میشود .[ابطحی]

در برابر پست مدرنیسم، از سوزان زونتاگ

۳.

فکر می کنم که پرسشی اساسی تر از چیستی روشنفکری - که لغتی بحث برانگیز است، پژوهش درباره فلسفه زندگی انسانهاست. زندگی سفری است به افق ها، که قطب نمای سفر دو سر دارد: عقل و دل. شاید یکی از نتایج شک و زیر سئوال بردن، ارزش زدایی نیز باشد. این مسیر فرهنگ، تاریخ، دین و هویت ها را به هم می ریزد!!! طوفانی است...

از یک طرف معتاد فکر کردنیم و از سمت دیگر معتاد پرستش، توکل، نیایش!

۴.

تو

تنها

نیستی

که

تنها

هستی!


Samtehayat     لینک