من از نگاهت شرم دارم.
امروز هم با دستِ خالی آمدم من؛
مانند هر روز 
نفرین و نفرین 
بر دستهای پیرِ محرومِ بزرگم. 
اما تو، دختر! 
امروزِ دیگر هم بمک پستانکت را 
بفریب با آن کام و زبان و آن لبِ خندانکت را.
- اخوان ثالث

 

/ 0 نظر / 4 بازدید