Vrouwe Fortuna (بانوی شانس)

آنتورپ

Open air cafes in Grote Markt. The Stadhuis and guildhouses can be seen.

 پايتخت کتاب جهان سال ۲۰۰۴ سومين منطقه اصلی تجارت الماس  ۱.نيويورک، ۲.آفريقای جنوبی دومين جمعيت يهوديان هسيتيک ۱. نيويورکبزرگترين بندر اروپا ۱.رتردام، ۲.هامبورگ

قدم زدن در کنار رود اسخٍلت، تماشای ساختمان های قديمی مرکز شهر، کليسای جامع بزرگ آن، شهرداری، خيابان مير (Meir)، ... و يهوديانی که از ابتدای ورود به شهر، به تعداد زياد به چشم می خورند. انتورپ زيبا بود، اما نه به زيبايی و تميزی شهرهای آلمان يا هلند.

ساعت ۶ عصر ۹ ژوئن در وروديِ ميدان Grote markt، در هوايی گرم، نوشيدنی خنکی می خورديم که در مونيخ سوت اولين بازی جام جهان زده شد. ميدان شلوغ بود و  در وسط آن، يک گروه بلژيکی برنامه موسيقی پاپ داشتند. صدای هيجان مردم از شنيدن مساوی شدن اوليه بازی کاستاريکا - آلمان هم شنيدنی بود. هنوز خاطرات جنگ جهانی از ذهن مردم پاک نشده!

در اين ميدان، مجسمه بزرگی است از قهرمان افسانه ای شهر برابو (Brabo) که دستِ بريده حاکم ظالم شهر را در دست دارد. اسم شهر هم در زبان فلميش از همين گرفته شده.

-------------------------------------------------

اولين تجربه بسيار زيبای سفر با کشتی بادبانيِ «بانوی شانس» (لايدن، هلند)

257_sept.jpg

/ 9 نظر / 5 بازدید
لينک

http://home.hetnet.nl/~ploeg.egmond/index.htm

لينک

يادم رفت بگم که در منطقه بسيار زيبايی اطراف آنتورپ بودم. پيرمردی را ديدم و طبق معمول.. آقا شما کحايی هستی؟ - ايرانی!... ايراااااااااااننن .. چی؟؟ ايران؟؟ - بله! مشکلی دارين؟!! - اِاِ.. نه... ايسپهان، نه؟ - هه! آره! ايسپهان... خلاصه طبق معمول که ايران کشور خوبی بوده و .. من زمان شاه يادمه ... کشور آزادی بود، ملت با بيکينی می تونستن برن لب ساحل!!!! - پرسیدم آزادی يعنی اين؟؟؟!!!‌ گفت... يعنی شما تو ايران راحتين؟ گفتم خب آره! مشکلش مثل همه جای دنياس (يه خورده بيشتر:) )... خلاصه انرژی هسته ای و ... در نهايت، پيغامی داشت: «از طرف من و مردم ناحيه Haale بلژيک، سلامی گرم به خانواده ات در ايران و مردم ايران برسان و بگو که ما ملتها دوست هم هستيم و ما، شما را دوست داريم». (دمت گرم و سرت خوش باد!)

نصير

قربان خب خوش ميگذرونيد هاااااااااااااا بنده خدا شانس آوردی زمان شاه رو يادش بود!!!!

سلام.ممنون که به خانه ی من آمديد. اين روزها آن قدر وبلاگم به هم ريخته است که حساب همه چيز از دستم در رفته. به هر حال اگر دير جواب دادم به بزرگواری خودتان ببخشيد. ممنون و باز هم منتظرتان هستم. تا بعد...

سارا ناصر نصير

پيام قبل پيام من بود. ببخشيد!!

امير

فرق ايمان و اعتقاد... به عدل دست نيافتنی انديشيديم ... و زيبايی در وجود آمد.. شاملو

يک دوست

نه عادلانه نه زيبا بود * جهان پيش از آن كه ما به صحنه بر آييم. به عدل ِ دست نايافته انديشيديم و زيبايى در وجود آمد.

روح اله

امير کی سوار خود بانوی زيبا می شی؟