شکرانه!

۱
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهــــــــــانم به چنین روز غــلام است

در مذهب ما باده حــــلال اســت ولـیکـن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

میــخواره و سرگشــــــته و رندیـم و نظـــــــرباز
وآنکس که چو ما نیست در این شهر کدام است

از ننگ چه گویـی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
هـمواره مـرا کنج خـرابات مقام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گــل و یاســـمن و عـید صیام است

۲. «دين، فلسفه دل است و فلسفه، دين مغز!!».

۳. يعنی ميشه يه روزی دنيايی وجود داشته باشه که در اوون هيچ حقی پايمال نشه؛ گرسنه يا فقيری وجود نداشته باشه؛ تجاوز و تعدی نشه؛ شعور آدمها وزن باهم بودن را واقعا درک کنه؛ رشوه و فساد و تبعيض، جنگ و نسل-کشی قومی فراموش شه؟؛ ... برنارد شاو، جايی گفته که «دو درصد مردم فکر می کنند، سه درصد فکر ميکنند که فکر ميکنند، ۹۵ درصد ترجيح می دهند بميرند تا فکر کنند».
نه! ما انسانيم؛ به حکم انسان بودن، آزاديم در خطا کردن و حتی در بهترين شرايط، با وجود بهترين الگوها و رشد شعور بشر، باز هم شاهد چنان جامعه آرمانی نخواهيم بود. مگر انسان و تعريف انسان عوض شود!

۴. حرفهايم زياد است و فرصت بيانشان کم...

- امير

/ 7 نظر / 6 بازدید
...

منم يه زمانی خيلی گفتم٬‌ خيلی کارها هم کردم ولی چيزی جز اينکه مثل من و تو کم هستن چيز ديگه ای دستگيرم نشد....

behnaz

سلام امير جان من هميشه فکر می کردم که ۹۵٪ ادمها مصرف کننده و فقط ۵٪ توليد کننده هستند. حالا فهميدم فقط ۲٪ توليد کننده هستند. من به هيچ چيز فکر نمی کنم فقط می خواهم تا زمانی که زنده هستم سعی کنم دانش بشر را ارتقا دهم و دعا می کنم خداوند من را در اين راه ياری کند. بهناز

mohsen

سلام ٬ خيلی دوست دارم از تبعيض و فقر و بروکراسی اداری اونجا بنویسی ٬ اميدوارم مسير سبز زندگی ما رو به سمت تفکر وصحبت معنا داری هدایت کنه ٬ البته همه فکر میکنند اما اینکه به چه و چگونه بحث ديگريست !

Narges

nemidoonam.faghat bayad omidvar bood va omidvar bood va inke ma shahed oon jamee nakhahim bood age tamoome taghirato az khodemoon az haminjayi ke hastim shoroo konim.yade shamlooo andakhti mano ke mige : va man an rooz ra entezar mikesham hata roozi ke digar nabasham

bita

رندانه می طلبم از اين چشمه آب حيات تا که بينم رقص باد در ميان لرزش موجهای آب تا بدانجا رسم بت شکنم اوج مي گيرم در آن شبهای تار تا به مهتاب رسم می بافم ريسمانی از نور وبا آن آذين می بندم آسمان دلم.

cyb

سلام امیر جان من فکر میکنم دنیایی که توش هستیم ظرفیتش رو نداره که اونطوری که تو میگی بشه! این آرزوی ما در حقیقت از اونجایی که ازش اومدیم تو حافظه مون مونده و روزی هم به اونجا برخواهیم گشت. ولی بامزه اش اینجاست که تلاش آدم برای بهتر کردن اون دنیا از اینجا شروع میشه.

پيك

و اگر در نيمه راه اين ماراتن منجمد بر جای مانده باشيم!!!!!!!