از شکلات تا نژادپرستی!

١. یه روز عصر، همه چیز ارووم و خوب داشت پیش می رفت.. که یه دفعه همکار آلمانی ما دست در کیفش کرد و این شکلات رو به عنوان سوغاتی سفرش به من تعارف کرد... من گفتم چه خوب چه خوب... و یکی برداشتم.. یه دفعه اسمش رو خوندم..ببخشید... (سوپر چی؟؟!سبز)

نفر بعدی همکار انگلیسیم بود که گفت چه خوب چه خوب، شکلاتش رو برداشت و تا اسم رو خوندش سرش رو انداخت پائین (چون خانوم بودنیشخند)... بعد نوبت همکار کانادائیم شد... اوون هم برداشت و گفت چه خوب چه خوب.. بعد اوون مثل من تو دلش نگفت سوپر چی.. بلند گفت... شکلات جالبیه.. اسم قشنگی هم داره... بعد به من نگاه کرد... و من و اوون، بعد از اوون لحظه تا فردا دیگه نتونستیم با هم حرف بزنیم.. چون به شدت خنده هم رو تشدید می کردیم... نفس کم می اوردیم ... از اوون خنده هایی که هر دو سه سال یه بار اتفاق می افته!!!خنده

٢. بعدها رفتیم یه تحقیق کوچولو کردیم در مورد این شکلات... این شکلات در هلند و کشورهای اسکاندیناوی به "بوسه نگرو (کاکا سیاه)" مشهور بوده.. حتی در شمال بلژیک به اسمهای عجیب غریبتری هم معروفه.. که من معذورم از نام بردن همه اسمها چشمک(لینک ویکیپدیا)

/ 1 نظر / 9 بازدید
روح اله

نیگرو کیس رو جدیدا به دلیل توهین به سیاها اسمش رو عوض کردن فکر کنم