گذار

46824571_171e8623fa_m.jpg


معتقدم اواخر دهه سوم زندگی، روزهای بسیار سختی و در عین حال تعیین کننده ای هستند. تلاطم و ناپایداری، آرامش رو از آدم سلب می کنه... رویاهای بزرگ، در کنار سختی های آینده  ای نامطمئن، روزهای رنگارنگی که مدتها براشون فکر کردی...حیاتی که می خواهی جنبه های مختلفی از اون رو درک کنی... همه در گذار از این دوران هستند که سبز باقی می مونند یا باید خزانشون رو تماشا کنی.

حرف از خزان زدن که بسیار زوده، اما چالشهای زندگی بسیار زیادند، به خصوص زندگی جدا از خانواده در اینجا و سر و کله زدن با سیلی از مشکلات کوچک و بزرگ. نه میشه زیاد در لحظه زندگی کرد‌ (که عنان زندگی از کف میره)، نه میشه زیاد در زندگی غوطه ور شد (که لذت زندگی کردن فراموش میشه). به این شعر خروش خیلی فکر کردم که:

دنیا چو حبابی است، لیکن چه حباب
نی بر سر آب، بلکه بر روی ســـــراب
وان هم چه سرابی، که ببیننــد به خواب!!!
وان خواب چه خواب، خواب بدمست خراب!!!

فکر نمی کنم که ما اینقدر پوچ باشیم، که حتی از فضایی مجازی هم مجازی تر باشیم.  این شعر خیام رو این روزها زمزمه می کنم که:

ما لعبتکانیم و فلک لعبــت باز
از روی حقیقتی نه از روی مجاز
یک چند در این بسـاط بازی کردیم
رفــتیم به صندوق عـدم یک یک باز

/ 1 نظر / 6 بازدید
bt

salaaaaam , duste ma chetore?khosh migzare?;)