روز دهم

۱. اين روزا خيلی حال ميکنم که شايد برای اولين بار دارم با يه موجودی به نام خدا حال می کنم. بهش فحش ميدم..در مورد زندگيش فکر می کنم...يه کنج خيالم شده جای اوون، اين تابو شکنی جدا عالمی داره...خيلی شيرينه.

۲. روز دهم، جدا از روز دهمش واقعا برای من يه واقعه بزرگه...به اين کار ندارم که حسين کی بود.. چی کاره بود...از کجا اوومده بود...چه شکلی بود...مجهز بود يا نبود..اما يه چيزش جدا باحال بود، که مرد بود. مردی بود که حقيقت رو لمس کرده بود و برای اعلام اوون،و فقط اعلامش از جونش مايه گذاشت. حسين، از اوون آدمهاس که شمعند، برای قرنها...تابش اند در فضای لايتناهی و هميشه باقی. اندکی از آن نورهای جهان افروز در درون بعضی انسانها، جوششی پديد آورده که از آنها کانت و اسپينوزا و سقراط و ابن سينا ساخته. و شايد امروز گنجی...

۳.
آنان که رفتند کار حسينی کردند،
آنان که ماندند بايد کار زينبی کنند،
وگرنه يزيديند.

۴. امروز ۵ شنبه است. هشت، نه سال پيش، چنين روزی، صبح علی الطلوع، به هوای زيارت عاشورا و جمع دوستان از خونه می زدم بيرون. ياد اوون احوال به خير. ياد اوون دوستی ها، روزهای پاک گذشته به خير. ياد نسيم سرد صبحگاهی، ياد آسمون آبی، ياد غروز از خيال زندگی حقيقی، ياد حليم ها، نون سنگک های تازه، اشک بعضی بچه ها موقع مراسم، احساس های بی غل و غش، سادگی ها، سادگی ها، سادگی ها ...

۵. به اين اعتقاد ندارم که در اين روز گريه کنم. بسيار متاثرم، اما ترجيح ميدم بيشتر فکر کنم. هميشه تو اين روز، به توصيه پدر چند بخشی از يک کتاب در مورد روز دهم، مثل کتاب دکتر رهنما، دکتر شريعتی يا مطهری رو می خوندم. خدای من اگه يادش نره کتاب-رسونه....فعلا برم با خدا يه گپی بزنم تا بعد!

/ 6 نظر / 2 بازدید
خودم

تفرقه بنداز حکومت کن...کشمير رو برای هند و پاکستان گذاشتن، شيعه، سنی و کرد رو برای عراق، عرب و فارس برای ما، ترک *** و شمالی *** و .... خيلياي ديگه. جدا که اين انگليسا خوب از اين فن استفاده می کنن و ما... ميگن اگه يه دفعه گولم زدی، شرم بر تو باد و اگر دفعه دوم از تو گول خوردم، شرم بر من...

bt

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت .... وندر آن سازو نوا خوش ناله های زار داشت ....پرسمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست .... گفت:جلوه معشوق ما را بر اين کار داشت.

نرگس

احتمالا خدا هم داره باهات حال می کنه . حس می کنم خدا عاشق اين نوع بر خورد آدما باشه !!!...می شه متاثر هم نبود ... می دونی کسانی که سالها قبل رفتن و خب چه فرقی می کنه ما ناراحت باشيم و گريه کنيم چی ميشه اگه بزنيم به سينه هامون و تو خيابونا هوار بزنيم حسين حسين ... من ديروز و امروز آدمهايی رو تو خيابونها ديدم که بی هدف به راه افتاده بودن دنبال سر هم و بهم نگاه می کردن و می گفتن حسين ... ولی خب شايد هر کس بسته به اعتقادش و دلش کارش درست باشه اما اينکه کتاب بخونی و فکر کنی خيلی خوبه . و اون فکرهايی که تو داری واقعا برام جالبه ...

نرگس

راستی چی شده ؟ هک شده ؟ اميدوارم درست بشه ...

me

حرف قبليت برام خيلی جذاب بود.. نوع نگاهی که داری اونی بود که من تنبلی می کنم پی گفتنش.. گفتن فايده نداره! عاقبتمون غرقه است...

me

در مورد روز دهم.. پاس می دم حرفم رو به نرگس.. شايد برای خودم بهونه باشه.. چون به قدری رسوب افکار و احساسات نا اصل بر فکر و دلم نشسته که حس می کنم درکم درست نیست از این روز و از این واقعه.. ولی خوب اعتقاد وجود داره.. چون اين روزا که ميرم بيرون٬ دلم می لرزه.. از شور و حالش کيف می کنم!