زمستان در پاييز!

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است
وگر دست محبت سوي كسي يازي
 به اكراه آورد دست از بغل بيرون
 كه سرما سخت سوزان است

نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
 تگرگي نيست ، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...

/ 2 نظر / 5 بازدید
bt

يه شب مهتاب يه شب مهتاب ~ ماه مياد تو خواب منو می‌بره ~ کوچه به کوچه باغ انگوری ~ باغ آلوچه دره به دره ~ صحرا به صحرا اون جا که شبا ~ پشت بيشه‌ها يه پری مياد ~ ترسون و لرزون پاشو ميذاره ~ تو آب چشمه شونه‌می‌کنه ~ موی پريشون... يه شب مهتاب ~ ماه مياد تو خواب منو می‌بره ~ ته اون دره اون‌جا که شبا ~ يکه و تنها تک‌درخت بيد ~ شاد و پراميد می‌کنه به‌ناز ~ دسشو دراز که يه ستاره ~ بچکه مث يه چيکه بارون ~ به جای ميوه‌ش نوک يه شاخه‌ش ~ بشه آويزون...

bt

يه شب مهتاب ~ ماه مياد تو خواب منو می‌بره ~ از توی زندون مث شب‌پره ~ با خودش بيرون، می‌بره اون‌جا ~ که شب سيا تا دم سحر ~ شهيدای شهر با فانوس خون ~ جار می‌کشن تو خيابونا ~ سر ميدونا: «ــ عمو يادگار! ~ مرد کينه‌دار! مستی يا هشيار ~ خوابی يا بيدار؟» مستيم و هشيار ~ شهيدای شهر! خوابيم و بيدار ~ شهيدای شهر! آخرش يه شب ~ ماه مياد بيرون، از سر اون کوه ~ بالای دره روی اين ميدون ~ رد می‌شه خندون يه شب ماه مياد <><><><><><><><><><><><><> <> خواننده : فرهـــاد <> <> آهنگساز : اسفندیار منفرد زاده <> <> شاعر : احمد شاملو (الف - بامداد) <>