يه شب ماه مياد....

يه شب مهتاب ~ ماه مياد تو خواب
منو می‌بره ~ از توی زندون
مث شب‌پره ~ با خودش بيرون،
می‌بره اون‌جا ~ که شب سيا
تا دم سحر ~ شهيدای شهر
با فانوس خون ~ جار می‌کشن
تو خيابونا ~ سر ميدونا:
«ــ عمو يادگار! ~ مرد کينه‌دار!
مستی يا هشيار ~ خوابی يا بيدار؟»
مستيم و هشيار ~ شهيدای شهر!
خوابيم و بيدار ~ شهيدای شهر!
آخرش يه شب ~ ماه مياد بيرون،
از سر اون کوه ~ بالای دره
روی اين ميدون ~ رد می‌شه خندون
يه شب ماه مياد....

- بی تی!

/ 2 نظر / 7 بازدید
محسن...

یه زمانی .. یه روزی .. نه خیلی دورا .. همین یه کم دورا ... تمام آروزم تو غریبه ها خلاصه میشد. غریبه ها رو دوست داشتم. غریبه میخواستم. من اصلن همیشه عاشق غریبه ها بودم. . . حالا ، همه آشناها از همه غریبه ها غریبه ترن ولی دیگه من غریبه نمیخوام خب من دلم آشنا میخواد . خیلی . میخواد

bt

عزيز بومي اي هم قبيله رو اسب غربت چه خوش نشستی تو اين ولايت اي با اصالت تو مونده بودي تو هم شكستي تشنه و مومن به تشنه موندن غرور اسم ديار ما بود اون كه سپردي به باد حسرت ...